سنگآهن ارزان، فولاد گران؛ ریشههای اقتصادی یک ناهماهنگی بزرگ
- نویسنده: پلتفرم آهن معدن
- 01 دی 1404
- اخبار آهن معدن، اخبار روز آهن
در منطق ساده اقتصاد، کاهش قیمت ماده اولیه باید به کاهش قیمت محصول نهایی منجر شود؛ منطقی که روی کاغذ بینقص به نظر میرسد. با این حال، بازار فولاد نشان داده است که این قاعده همیشه آنطور که انتظار میرود عمل نمیکند.
در سالهای اخیر، همزمان با ارزان نگه داشتن سنگآهن، قیمت فولاد مسیر متفاوتی را طی کرده است؛ مسیری که پرسشهای جدی درباره کارآمدی سیاستهای قیمتی و انسجام زنجیره فولاد مطرح میکند.
به نظر میرسد مسئله، نه در گرانی فولاد، بلکه در تمرکز بیش از حد بر قیمت سنگآهن، بدون در نظر گرفتن پیچیدگیهای هزینهای و ساختاری زنجیره فولاد نهفته است.
جایگاه سنگآهن در زنجیره ارزش فولاد
سنگآهن بهعنوان نقطه آغاز زنجیره فولاد معرفی میشود، اما انتظار اینکه قیمت آن تعیینکننده اصلی قیمت فولاد باشد، بیش از آنکه تحلیلی صنعتی باشد، نوعی سادهسازی اقتصادی است. در ساختار واقعی هزینههای فولادسازی، سهم سنگآهن معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ درصد بهای تمامشده قرار دارد؛ سهمی که بهتنهایی نمیتواند بار قیمتگذاری کل زنجیره را به دوش بکشد.
بخش عمده هزینه فولاد در مراحل بعدی شکل میگیرد؛ از تبدیل سنگآهن به کنسانتره و گندله گرفته تا فرآیندهای احیا و ذوب، مصرف انرژی، استهلاک تجهیزات، نیروی انسانی و هزینههای لجستیک.
با این حساب، انتظار کاهش قیمت فولاد صرفاً از مسیر ارزان نگه داشتن سنگآهن، انتظاری جذاب برای سیاستگذاری کوتاهمدت، اما کماثر در واقعیت بازار است.
قیمتگذاری دستوری؛ وقتی زنجیره از ابتدا کج تنظیم میشود:
یکی از اصلیترین ریشههای اقتصادی این تناقض، قیمتگذاری دستوری در بخش بالادستی زنجیره فولاد است. در بسیاری از سالها، قیمت سنگآهن و محصولات معدنی وابسته، با هدف حمایت از فولادسازان، پایینتر از نرخهای جهانی تعیین شده است.
پیامدهای اقتصادی این سیاست:
- سنگآهن بهصورت غیرواقعی ارزان میشود.
- سود از معدنکار به حلقههای پاییندست منتقل میشود.
- تعادل طبیعی عرضه و تقاضا مختل میگردد.
در چنین شرایطی، فولاد گران به نظر میرسد، اما در واقع سنگآهن از ابتدا کمتر از ارزش اقتصادی خود قیمتگذاری شده است.
هزینههای تولید فولاد؛ بخشهایی که معمولاً نادیده گرفته میشوند.
برخلاف تصور رایج، فولادسازی صرفاً وابسته به ماده اولیه نیست. این صنعت بهشدت تحت تأثیر هزینه عوامل تولید قرار دارد.
افزایش هزینههای زیر، نقش مستقیمی در قیمت فولاد ایفا میکند:
- انرژی (گاز و برق)
- مواد مصرفی وارداتی
- قطعات یدکی و تعمیرات
- دستمزد نیروی انسانی متخصص
حتی در شرایطی که قیمت اسمی انرژی ثابت است، قطعیها و محدودیتهای تأمین باعث افزایش هزینه واقعی تولید فولاد میشود؛ عاملی که هیچ ارتباطی با قیمت سنگآهن ندارد.
انرژی ارزان روی کاغذ، فولاد گران در عمل
یکی دیگر از ریشههای اقتصادی این وضعیت، عدم انسجام در سیاستهای صنعتی و معدنی است. در حالی که بخش معدن با سیاست سرکوب قیمت مواجه است، بخش فولاد اغلب با منطق بازار، صادرات و نرخ ارز حرکت میکند.
این دوگانگی سیاستی باعث میشود:
- بالادست زنجیره تضعیف شود.
- پاییندست از مزیت ناپایدار بهره ببرد.
- قیمتها در کل زنجیره همراستا نباشند.
نتیجه، شکلگیری همان ناهماهنگی مزمن میان سنگآهن و فولاد است.
فولاد و نرخ ارز؛ بازاری که داخلی نیست اما داخلی تصور میشود.
فولاد یک کالای جهانی است و قیمت آن، چه در بازار داخلی و چه در صادرات، به نرخ ارز گره خورده است. حتی اگر سنگآهن داخلی با قیمت ریالی و کنترلشده معامله شود، فولاد با معیارهای دلاری سنجیده میشود.
افزایش نرخ ارز باعث میشود:
- انتظارات تورمی در بازار فولاد شکل بگیرد.
- قیمتهای داخلی به سمت نرخهای جهانی متمایل شوند.
- فاصله میان قیمت سنگآهن و فولاد تشدید شود.
این تفاوت ماهیت قیمتی، یکی از دلایل اصلی تداوم این ناهماهنگی است.
سود کجا میماند؟ نگاهی به توزیع نامتوازن در زنجیره فولاد
از منظر اقتصاد صنعتی، زمانی که یک حلقه از زنجیره بهطور مصنوعی ارزان نگه داشته میشود، سود بهصورت متوازن توزیع نمیشود. در شرایط فعلی، بخشهایی از زنجیره فولاد از مزیت سنگآهن ارزان بهرهمند میشوند، بدون آنکه این مزیت به مصرفکننده نهایی منتقل شود.
این وضعیت منجر به:
- ایجاد رانت پنهان
- کاهش شفافیت بازار
- تضعیف رقابت سالم
میشود و ناهماهنگی قیمتی را عمیقتر میکند.
آیا فولاد واقعاً گران است؟
پرسش اساسی این است که آیا فولاد بیش از حد گران شده یا سنگآهن بیش از حد ارزان مانده است؟ در بسیاری از تحلیلهای اقتصادی، پاسخ به گزینه دوم نزدیکتر است. وقتی قیمت سنگآهن:
- کمتر از هزینه فرصت
- پایینتر از نرخ جهانی
- و بدون توجه به سرمایهگذاری بلندمدت
تعیین میشود، مقایسه آن با فولاد، تصویر نادرستی از «گرانی فولاد» ایجاد میکند.
سنگآهن ارزان؛ مزیت یا تعویق یک مشکل بزرگتر؟
ادامه این وضعیت در بلندمدت میتواند پیامدهای جدی برای اقتصاد صنعت فولاد داشته باشد، از جمله:
- کاهش انگیزه اکتشاف و توسعه معادن
- افت کیفیت و پایداری تأمین سنگآهن
- افزایش ریسک سرمایهگذاری صنعتی
- ناپایداری کل زنجیره ارزش فولاد
این پیامدها نشان میدهد که مسئله صرفاً اختلاف قیمت نیست، بلکه یک چالش ساختاری اقتصادی است.
سؤالات متداول
- آیا ارزان بودن سنگآهن باید باعث کاهش قیمت فولاد شود؟
خیر. سنگآهن تنها بخش کوچکی از بهای تمامشده فولاد را تشکیل میدهد و عوامل مهمتری مانند انرژی، نرخ ارز و هزینه تولید نقش تعیینکننده دارند. - مهمترین دلیل گرانی فولاد با وجود سنگآهن ارزان چیست؟
قیمتگذاری دستوری در بالادست، فشار هزینهها در پاییندست و جهانی بودن بازار فولاد، مهمترین دلایل این ناهماهنگی هستند. - آیا فولاد در ایران بیش از حد گران است؟
در بسیاری از موارد، فولاد به قیمت واقعی بازار نزدیک است، اما سنگآهن کمتر از ارزش اقتصادی خود قیمتگذاری میشود. - ادامه این وضعیت چه پیامدی برای صنعت فولاد دارد؟
کاهش سرمایهگذاری معدنی، تضعیف زنجیره تأمین و افزایش ریسک تولید در بلندمدت از پیامدهای اصلی این ناهماهنگی است.
جمعبندی
«سنگآهن ارزان، فولاد گران» بیش از آنکه یک تناقض ساده باشد، حاصل ناهماهنگی عمیق در سیاستگذاری، ساختار هزینهها و منطق بازار است. تا زمانی که زنجیره فولاد بهصورت یکپارچه و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی مدیریت نشود، این ناهماهنگی ادامه خواهد داشت.